مهارت های زندگی

مهارت های زندگی مهارت هایی هستند که توانایی اجتماعی و روحی فرد را افزایش می دهند و موجب می شوند تا او بتواند به نحوی بهتر و موثرتر با مشکلات و دشواری های زندگی مواجه شود. هر قدر مهارت های زندگی فردی بالاتر باشد، او بهتر می تواند سلامت روان و رفتار خود را حفظ کند و به شیوه ای منطقی و کارآمد مشکلات پیش آمده را برطرف کند.

ادامه مطلب

توصیه های حفاظتی

« آنکه تو را هشدار داد، چون کسی است که تو را مژده داد »    امام علی (ع)

امنيت عمومي يكي از بسترهاي اساسي و از نيازمندي های اولية هر نوع فعاليت از جمله امور دانش پژوهي ارتقاء و توليد دانش است. اين مدیریت در ارتباط با اطلاع رساني جهت تأمين امنيت و پيشگيري و مقابله با فرصتهاي وقوع بزهكاري، مأموريت داشته و عميقاً اعتقاد دارد كه حفظ امنيت، مسئوليت همة ماست. همواره به خاطر داشته باشيم كه بدون همراهي و مساعدت شما و ديگر عزيزان دانشگاهي، تحقق اين امر ميسر نخواهد شد.

ادامه مطلب

اضطراب جدایی

اضطراب به خودی خود پدیده ای سالم و طبیعی است که در روند رشد همه ما اتفاق می افتد و فقط زمانی از آن به عنوان اختلال یاد می کنیم که در یک سن نامتناسب و نیز شدید باشد. همه بچه ها در حدود هشت الی نه ماهگی به بعد به اصطلاح «غریبی می کنند» یعنی با دیدن افرادی که برای آنها آشنا نیستند، گریه می کنند گهگاهی آنقدر شدید است که والدین را عصبی می کند اما در حقیقت این علامت در کودکان نشانه مرحله ای طبیعی و بهنجار از رشد کودک است و علامت اینکه آنها توانسته اند میان مراقبان خود و سایرین تمایز قائل شوند.

 

همراهی والدین با کودک در این مرحله به او کمک می کند با اطمینان قابل توجهی از این مرحله حساس رشدی عبور کند. در حالت معمولی این اضطراب طبیعی کودک در حدود هجده ماهگی بسیار کم می شود و واکنش های خفیف تری در برابر روبرو شدن با غریبه ها نشان می دهد. والدینی که از لحاظ کمی و کیفی حضور کافی دارند و احساس ترس و اضطراب کودک را در این سن می پذیرند و با در آغوش گرفتن و موجه و طبیعی جلوه دادن احساس او حمایت می کنند به گذر از این مرحله کمک خواهند کرد و بالعکس والدینی که در برابر این بی تابی و بی قراری دستپاچه و عصبی می شوند و با خشونت رفتار می کنند یا بالعکس به حمایت بیش از حد از کودک اقدام می کنند و اجازه رویارویی تدریجی کودک با اطرافیان را به او نمی دهند، گذر کودک از این مرحله را سخت می کنند. در این صورت کودک به نوعی در این ترس و اضطراب باقی می ماند، حالتی که شکل شدت یافته آن اختلال اضطراب جدایی نامیده می شود.

ادامه مطلب

سازگاری با شرایط جدید

گردآوری و تنظیم : شهناز بیگلری

دانشجویان سال اول معمولاً دورانی سرشار از تغییرات را در درون و بیرون خویش تجربه می­ کنند. هر تغییری به لحاظ روان‌شناختی موجب استرس است و اهمیتی که جامعه و خانواده برای دانشگاه قائل است می­ تواند بر استرس، بار هیجانی و حساسیت مشاهدات روزهای اول به شدت بیافزاید. این روزها و ماه­های اول، نقش اساسی را در تصور دانشجو از خویش و از دانشگاه، و در شکل گیری احساس اتصال و تعلق خاطر به دانشگاه یا عدم شکل­ گیری آن ایفا می­ کنند. بخشی از عدم توفیق تحصیلی برخی دانشجویان ناشی از سازگار نشدن مناسب با محیط دانشکده و دانشگاه است و نظر به اهمیت بالای دانشگاه در ذهن دانشجویان، وقتی تبعات آموزشی این امر به عنوان شکست و ناکامی تعبیر شوند، می ­توانند آثار روانی سنگینی نیز به دنبال داشته باشند.

ادامه مطلب

کمال گرایی

در جامعه امروزی، به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می‌شود. به هر حال مطالعات اخیر نشان می‌دهند که نگرش کمال گرایانه موجب اخلال در موفقیت می‌شود آرزوی کامل بودن هم احساس رضایت از خودتان را از شما می‌گیرد و هم شما را بیش از کسانی که اهداف واقع گرایانه تری دارند در معرض ناکامی قرار می‌دهد‎.‎‏ ‏

ادامه مطلب

برای موفقیت به چیزی بیشتر از بهره هوشی نیاز داریم

نکته محوری درباره هوش هیجانی این است که هوش هیجانی بالاتر با کیفیت زندگی بهتر رابطه دارد و این امکان وجود دارد که سطوح هوش هیجانی را با کمک آموزش ارتقا دارد (مورگان، ۲۰۰۳).

ترجمه و تلخیص: زهرا طاهری­فر

سال­ها روان­شناسان برای اندازه­گیری توان ذهنی افراد مفهومی به نام بهره هوشی (IQ) را تعریف کرده بودند و از آن استفاده می­کردند. در واقع، بهره هوشی تنها راهبرای تعریف ظرفیت هوشی افراد در نظر گرفته می­شد. مؤلفه­های اصلی بهره هوشی شامل مهارت­های کلامی، مهارت­های تحلیلی، جهت­گیری فضایی و استدلال منطقی بودند. ولیکن، به مرور این تعریف مورد چالش قرار گرفت. کاملاً واضح بود که بسیاری از افراد بااستعداد الزاماً نمرات خوبی در تست­های هوش نمی­گرفتند. بدین­ترتیب، از دهه ۱۹۷۰ رویکردهای جدیدی ظهور کردند. به طور مثال، گاردنر ایده ۷ نوع مختلف از هوش را مطرح کرد (به طور مثال، استعداد کلامی، استعداد ریاضی، استعداد دیداری، استعداد موسیقی، استعداد حرکتی، استعداد اجتماعی و استعداد برای کنترل درونی و ادراکی). این دیدگاه بیشتر با واقعیت بیرونی منطبق بود. ولیکن، باز هم تعریف چندگانه از هوش نمی­توانست تمام دلایل موفقیت یک فرد را تبیین کند (مورگان، ۲۰۰۳).

ادامه مطلب

کلامی با دانشجویان و والدین آنها

دانشجویان ورودی کارشناسی در نقطه گُذار حساسی هستند، بدین­ترتیب که نوجوانی (و کودکی) در پشت سر آنهاست و جوانی در پیش رویشان قرار دارد. در این وضعیت بینابینی، گیجی و آشفتگی    اجتناب­ناپذیر است. هر دانشجویی باید راه خود را بر اساس مدل­های والدینی، تأثیرات همسالان، پیام­های رسانه­ها، آموزه­های مدرسه، منابع آنلاین، برانگیزنده­های درونی و کوشش و خطا پیدا کند. بنابراین، با این نگاه، آشفتگی­های دانشجویان، مربوط به دردهای رشدی بهنجار آنهاست.

اگرچه در این مقطع زمانی، چالش­های رشدی مختلفی در پیش­روی دانشجویان قرار دارد ولی ۳ تکلیف و چالش رشدی، برجسته­تر می­نماید. اولین تکلیف مهم، جدا شدن از خانواده و سازگار شدن با این وضعیت است. اگر والدین، دانشجویان را به زندگی مستقل در فضای دانشگاه ترغیب نکنند، ممکن است نتایج ناخوشایندی همچون وابستگی و جدایی از دانشگاه پیش آید.

ادامه مطلب

چند کلمه با والدین جدیدالورودها

انوشه

دکترای روانشناسی، مشاور مرکز مشاوره دانشگاه امیرکبیر

پیش از هر چیز به شما برای قبولی فرزندتان در دانشگاه صنعتی امیرکبیر تبریک می گویم. می دانم این موفقیت به سادگی به دست نیامده، فراهم کردن محیطی آرام برای موفقیت فرزندان تأمین مخارج کلاس های پیش از کنکور و رفع نیازهای روانی و مالی فرزندان کاری سخت و توان فرساست. به شما صمیمانه تبریک می گویم برای به ثمر نشستن تلاشی دراز مدت. در این چند سال کار در مرکز مشاوره مراجعان زیادی را دیده ام، مراجعانی که در بدو ورود به دانشگاه اغلب شاد بوده اند ولی در اثنای راه کم کم باک انگیزه شان برای دست یابی به اهداف گذشته خالی می شود. این روزها فکر می کنم بخش مهمی از این کم انگیزگی نتیجه مستقیم تربیت خانواده هاست. زمانی که والدین تمامی اهداف فرزندان را خود تعیین می کنند، تمام اهداف تعیین شده اهداف مادی است و درس خواندن تنها مسیری برای رسیدن به مدرک دانشگاهی است. این روزها می بینم که آنچه مورد تشویق و تنبیه قرار می گیرد میزان موفقیت تحصیلی است، کمتر والدی فکر می کند که آیا فرزندش در یک محیط جدید قابلیت برقراری ارتباط سالم با جنس مخالف را دارد یا نه. کمتر والدی است که به این فکر کند که آیا فرزندش می تواند به تنهایی آدرسی را در تهران پیدا کند یا نه. این روزها فکر می کنم گاهی ما والدین چطور با تعیین مسیر کردن برای فرزندانمان آنها را از هدف اصلی شان در زندگی می کنیم. هدف اصلی در زندگی چیست؟ رضایتمندی. رسیدن به آن نقطه که احساس کنی از جایگاه خودت راضی هستی به جایی رسیده ای که توانمندی هایت را به قدر فرصت و شرایطت بروز داده ای.

ادامه مطلب